تبلیغات
مشاوره تحصیلی، تربیتی و شغلی - نقش هدایت تحصیلی وشغلی با توجه به ویژگی های فردی (استعداد ها ،علائق،جنسیت)
 
مشاوره تحصیلی، تربیتی و شغلی
قطره ی باران ممکن است کوچک دیده شود.اما یک گل تشنه همیشه منتظر باریدنش هست
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
نظرسنجی
دوستان گرامی نظرتون درباره ی مطالب وبلاگ چیست؟







مشاور فقط نقش مشورتی و راهنمایی فرد را به عهده دارد وهیچ گاه فرد راهنمایی شغلی و حرفه را به انتخاب شغل معینی وادار نمی کند.


حق مسلم هر انسانی است که شغلی را به طور آزادانه انتخاب نماید.برای آن که انتخاب شغل مسیر صحیحی را طی کند مشاور تحصیلی وشغلی باید فرد را از نیاز ها ی شغلی مملکت آگاه سازدورغبت ها واستعدادها ی فرد را به او بشناساند.مشاور فقط نقش مشورتی و راهنمایی فرد را به عهده دارد وهیچ گاه فرد (1949 )راهنمایی شغلی وحرفه]1[را به انتخاب شغل معینی وادار نمی کند. به نظر سوپر ای فعالیتی است که به آن وسیله اطلاعات لازم وضروری در باره مشاغل مختلف در اختیار مراجع قرار می گیرد.در جریان مشاوره فرد به خود شناسی نائل می آیدوتوانایی های خود و فرصت ها وامکانات استخدامی را می شناسد وبه کمک مشاور با استفاده از تجزیه وتحلیل اطلا عات موجود به انتخاب آزمایشی شغلی که برای فرد مناسب تر است موفق می شود. مشاور شغلی و حرفه ای به دانش آموز کمک می کند تا بر اساس اطلاعات وشناسایی های حاصل از جریان مشاوره بتواند مناسب ترین وعاقلانه ترین تصمیم را در باره شغل آینده خود انتخاب نماید.تصمیم گیری زمانی عاقلانه ومناسب خواهد بود که فرد از توانایی ها ومحدودیت هایش آگاه باشد و امکانات شغلی جامعه را بشناسد.مشاور شغلی وحرفه ای علاوه بر اطلاع از فنون وروش های مشاوره باید قوه تشخیص وقضاوت صحیح را نیز دارا باشد وبداند که چه موقع وچگونه اطلاعات شغلی وحرفه ای را در دسترس مراجع قرار دهد. (1952)اصول زیر را در جریان مشاوره متذکر می]2[شوستروم وبرومر گردند: 1-ارائه اطلاعات در زمان مناسب.یعنی اطلاعات زمانی در اختیار مراجع قرار گیرد که مراجع آمادگی کامل برای درک و پذیرش آن را دارا باشد .برای این کار لازم است در زمینه شناخت مراجع وسایر موارد که به ایجاد روابط صمیمانه می انجامد ومراجع را نیز آماده می سازد اقداماتی مبذول گردد

3-پیشنهاد حرف ومشاغل.پیشنهادات مشاور باید پس از شناسایی مراجع انجام گیرد تا نوع حرف و مشاغل پیشنهاد شده با علائق واستعداد مراجع زیاد بیگانه نباشد.پس از ارائه پیشنهاد عکس العمل های کلامی وغیر کلامی مراجع باید دقیقا مورد بحث وبررسی قرار گیرد واز آن ها نتیجه گیری به عمل آید. 4-اطمینان از درک اطلاعات.اطلاعات ارائه شده زمانی موثر ومفید خواهند بود که مراجع آن ها را درک نماید و به کار بندد.بهتر است گام به گام عمل کرده وتا زمانی که از درک کامل اطلاعات توسط مراجع اطمینان حاصل نکرده ایم اطلاعات بعدی را در اختیار او قرار ندهیم.بیان خلاصه ای از مطالب ارائه شده توسط مراجع می تواند به ما اطمینان دهد که وی مطالب را به خوبی درک کرده است. اثر ویژگی های فردی در هدایت تحصیلی وشغلی : 1- توانایی ذهنی : تحصیل در هر رشته و احراز هر شغل به میزان معینی از رشد وتوانایی ذهنی نیازمند است .ولازم است فرد از توانایی های ذهنی خود به طور نسبی آگاه باشد. 2- استعداد : رشته ها ومشاغل مختلف استعداد را متشکل از عواملی نظیر]3[به استعداد های خاص ومعینی نیاز دارندترستون درک کلامی ،روابط اعداد ،تجسم فضایی ،سرعت انتقال ،روانی کلام ،قدرت حافظه واستنباط دانسته است. رغبت چنین تعریف شده است:« رغبت]4[3- رغبت : در فرهنگ لغت وبستر عبارت از تحریکی احساساتی است که با توجه وعلاقه زیاد نسبت به چیزی توأم باشد».رغبت زمانی ایجاد می شود که انسان چیزی را دوست بدارد ،آن شئ را مورد توجه قرار دهد ومشاهده کند،یا در باره ی آن چیز بیندیشد وسرانجام از آن لذت ببرد.رغبت دانش آموز به یک رشته یا شغل خاص باید کاملاٌ مد نظر قرار گیرد زیرا انگیزه ی فراوانی برای تلاش بیشتر در او ایجاد می کند. شخصیت هر فرد]5[4- شخصیت :به نظر گیلفورد مجموعه ی ویژگی های یکتا ویگانه ای است که مختص آن فرد می باشد. برخی از عوامل سازنده شخصیت عبارتند از:استعدادها،طرزتلقی ها،رغبت ها، خصوصیات جسمانی،نیازها وخلق وخوی فرد .افرادی برای انجام برخی از کارها مناسب نیستند.در این نوع مشاغل گاهی شخصیت افراد با نوع شغل سازگار نمی باشد.تحقیقات متعددی تاثیر شخصیت را در انتخاب نوع شغل مورد تایید قرار داده است.اهمیت خویشتن پنداری که بخشی از شخصیت فرد (1959)نیز تاثیر]6[است در انتخاب شغل توسط سوپر(1953)مطرح شده وکومز و اسینگ خویشتن پنداری را در پیدایش رفتارهای خاص مورد بحث وبررسی قرار داده اند. 5- توجه به واقعیت :مشاور بایستی دائما مراجع را با واقعیت مواجه سازد واو را از حقایق بیاگاهاند.عوامل گوناگونی ارزش واقعی گروهی از مشاغل را تحت تاثیر قرار می دهد مثل: الف)به دلیل نداشتن اطلاعات کافی قضاوت صحیحی در باره ی رغبت واقعی نسبت به یک شغل خاص نخواهند داشت. ب)عوامل گوناگون خارجی ارزش واقعی گروهی از مشاغل را تحت تاثیر قرار می د هند. ج)گاهی رغبت های دانش آموران ومراجعان بر اثر تقاضای والدین و یا خواست اطرافیان فرم غیر واقعی به خود می گیرند که فاقد هر گونه ارزش علمی است. با افزایش سن وتکامل انسان معمولا رغبت ها فرم واقعی تری به خود می گیرند وانتخاب های فرد بیشتر به واقعیت نزدیک می شودزیرا به استعدادها وتوانایی ها ،امکانات ورغبت های شان توجه بیشتری مبذول می دارند. 6- عوامل محیطی :عواملی نظیر فرهنگ خانواده وطبقه ی اجتماعی و وضع جغرافیایی در انتخاب شغل فرد مؤثر می باشند. جریان رشد انسان فرآیندی پیوسته وتکاملی است وتحصیل وانتخاب شغل نیز نظیر رشد، یک فرآیند می باشد و با عواملی نظیر ارزش های فردی ،واقعیات محیطی ،عوامل عاطفی وفرصت های تربیتی بستگی کامل دارد.به عقیده گینزبرگ و سیر تکاملی انتخاب شغل سه مرحله دارد:]7[همکارانش 1- (قبل]8[مرحله رویائی از سن 11 سالگی) . در این مرحله هر گونه انتخابی متکی بر رویا وخیالبافی است و کودک ضمن بازی هایش بسیاری از شغل ها را تقلید می کند. انکار واقعیات،عدم توجه به توانایی ها و استعدادها ونادیده گرفتن زمان از علائم این دوره می باشد که با افزایش سن توجه به واقعیت بیشتر می شود. (11-18 سالگی)]9[2- مرحله آزمایشی . مرحله ی رویایی پایه واساسی برای رسیدن به مرحله آزمایشی است.در این مرحله نوجوانان به خودکاوی پرداخته وبه دنبال رشته ها ویافتن مشاغلی می روند که احتمالا در آینده به آن ها اشتغال می ورزند.سرانجام فرا می گیرند که برای انجام برخی مشاغل مهارت و آمادگی بیشتری در آن ها موجود است.این مرحله به چهار دوره تقسیم می شود: الف) رغبت:از سنین 11 ویا12 سالگی شروع می شوددر این دوره فرد به لزوم کار برای زندگی خود واجتماع پی می برد وخود را متقاعد می سازد که باید در آینده به انجام کاری بپردازد. ب)صلاحیت : سنین 12 تا14 سالگی را شامل می شوددر این دوره نوجوان صلاحیت وشایستگی خود را برای انجام شغل مورد نظرش می سنجد وتوانایی ویا عدم توانایی خود را برای انجام شغل مورد نظر مورد آزمایش قرار می دهد.معمولا در این دوره رغبت های جدیدی که بیشتر با واقعیت توأمند جایگزین رغبت های قبلی می گردند. ج) ارزش:این دوره سنین 15 و16 سالگی را شامل می شوددر این دوره نو جوان ارزش های اجتماعی را نیز مد نظر قرار می دهد وخود را متقاعد می سازد که در سال های آینده باید به انتخاب یکی از مشاغل مورد علاقه اش بپردازد که توانایی انجام آن را نیز دارد وبه بررسی تفاوت ها در ارزش های زندگی بر اساس اشتغال به مشاغل مختلف اقدام می نماید. د) انتقال: بین سنین 17 تا18 سالگی به وقوع می پیوندد ودر این دوره فرد احساس می کند که باید به طور واقع بینانه ای شغل آینده اش را تعیین ومسئولیتی را عهده دار شود.و به آزمودن مهارت ها وتوانایی های خود اقدام می نماید واطلاعاتی در مورد مشاغل مختلف گرد آوری کرده وهر قسمت از اطلاعات را دقیقاً مورد بررسی قرار می دهد تا به انتخاب صحیح تری نایل آید. 3-مرحله واقع بینی [10] (18-24سالگی) این دوره به شدت تحت تأثیر تعلیم وتربیت ودوره های آموزشی فرد قرار می گیرد وبه چندین دوره مکاشفه،تبلور و تعیین تقسیم می شود که در اینجا به خاطر احتراز از اطاله ی کلام به همین اندازه بسنده می کنیم. گینزبرگ در ادامه تحقیقات خود به نتایج دیگری نیز دست یافت.از جمله این که رفتار پسران گروه محروم در دوره آزمایشی همانند ونظیر رفتار پسران گروه مرفه بودگرچه انتخاب های گروه محروم متفاوت بودوهدف های تربیتی آنان در سطح پایین تری قرار داشت ولی از نظر زمانی ونحوه ی تکامل تاحدودی دو گروه با هم شباهت داشتند،همچنین مشکلات وراه حل های ارائه شده در دوره های صلاحیت ورغبت برای دو گروه با هم شباهت زیادی داشت.اما در دوره انتقال شباهت گروه ها زیاد مشخص نبود.مرحله واقع بینی با توجه به کمبود امکانات محیطی برای گروه محروم زودتر از گروه مرفه اتفاق افتاد.ولی این گفته در باره دوره های تبلور وتعیین صادق نبود. گروه محروم به شدت وبه مراتب بیش از گروه مرفه در انتخاب شغل به تجربیات گذشته ی خود متکی است.یعنی افراد گروه محروم با تأسی بر مشاغلی که به طور تدریجی ونیمه وقت انجام می دادند سعی داشتند از آن به عنوان الگویی برای شغل دائمی وآینده خود استفاده نمایند وکمتر در جهت تغییر مسیر انتخاب گام برمی داشتند.لذا گروه محروم در انتخاب شغل و طی مراحل متعدد فعالیت وتلاش کمتری می نمودند. نظر زنان در باره انتخاب شغل در مرحله آزمایشی با رفتار پسران 15-11 ساله شباهت بسیار داشت.وانتخاب های اولیه آن ها (در حدود 11 سالگی )کاملاٌ بر رغبت آن ها متکی بوده است وبعدها نظیر پسران به توانایی ها واستعدادهای خاص خود توجه نمودند.این بررسی نشان داد که بعد از دوره ی صلاحیت عامل جنسیت باعث تغییراتی در مسیر انتخاب شغل گردید. یعنی با فرا رسیدن دوره انتقال ،دختران به شدت به سوی ازدواج گرایش پیدا کردند در حالی که پسران در جهت انتخاب شغل پیش رفتند.یعنی دوره انتقال گرچه در دو گروه اتفاق افتاد ولی ماهیت آن متفاوت بود.توجهی که دختران در حدود سن 17 سالگی به ازدواج مبذول می دارند ،مشکل مهمی را در انتخاب وطرح ریزی شغلی و حرفه ای برای آن ها به وجودمی آورد.لذا دختران نمی توانند به طور واقع بینانه برای انتخاب شغل طرح ریزی دقیق انجام دهندزیرا آن ها در مسیر انتخاب هر لحظه با امکان ازدواج رو به رو هستند.همچنین عواملی نظیر طرز تلقی شوهر نسبت به کار کردن همسرش ووضع مادی شوهر، نابسامانی هایی را در انتخاب و طرح ریزی شغلی دختران به وجود می آورند.لذا زنان به علت غیر قابل پیش بینی بودن وضع زندگی و نیز عدم اطمینان به اشتغال آینده خود ،در طرح ریزی و انتخاب شغل با مشکلات بیشتری مواجه می باشند.در حالی که مردان با دقت واطمینان بیشتری می توانند در جهت طرح ریزی وانتخاب شغل اقدام نمایند.همچنین این بررسی نشان داد که زنان در بیان هدف های شغلی خود از مردان فعال تر واز نظر گویایی ارجح تر هستند. (1953) در باره عوامل شخصیتی که در انتخاب شغل مؤثرند]11[اسمال تحقیقی انجام داده ونتیجه گرفته که در پسران از سن یازده سالگی به بعد توجه به واقعیات افزایش می یابد. (1959)با استفاده از یافته های]21[تیدمن واوهارا تحقیقات خود امکان مقایسه استعدادها ،رغبت ها وارزشها با نمرات خودپنداری هر فرد را با توجه به سن وکلاس یافتند.همبستگی بین توانایی ها،رغبت ها ، با خودپنداری با افزایش سن دانش آموزان فزونی گرفت.یعنی افزایش اطلاعات در زمینه های مختلف که انتخاب را باعث می شود با افزایش خودشناسی توأم بود.استعدادها وارزش های عمومی فرد به موازات یکدیگر افزایش می یابند.به نظر آنان پسران در سن پایین تر از آن چه که گینزبرگ تعیین نموده به مرحله سنجش واقعیت وارد می شوند.لذا اوهارا اظهار داشت که پسران بحث در باره امکان کاربرد طرح های شغلی وحرفه ای خود را در کلاس سوم آغاز می کننند.مرحله سازش به نظر اوهارا در سنین 12-13 سالگی انجام می پذیرددر حالی که به نظر کینزبرگ در سنین 16-17 سالگی این مرحله عملی می شود .همچنین اوهارا مرحله آزمایشی را در سن 9 سالگی به جای سن 11 سالگی اعلام کرد.و ارزش ها به جای آن که به گفته گینزبرگ در کلاس های دهم ویازدهم در ترجیح های شغلی مؤثر باشند در کلاس های پنجم وششم در ایجاد ترجیح ها دخالت می نمایند. با توجه به مراحل گفته شده مشخص است که مرحله رویایی با دوران تحصیلات ابتدایی ومرحله آزمایشی با دوران تحصیلات راهنمایی(به خصوص دو دوره رغبت وصلاحیت مرحله آزمایشی) ودوران تحصیلات متوسطه مصادف هستند.کاربرد نظریه گینزبرگ در این است که به کودکان در مرحله رویایی و به نوجوانان در مرحله آزمایشی وواقع بینی اطلاعات کافی داده شود.ارائه اطلاعات وگسترش دامنه دانسته های کودک می تواند موفقیت های آینده را افزونی بخشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 فروردین 1396 09:02 ب.ظ
Hi, I think your blog might be having browser compatibility issues.
When I look at your website in Firefox, it looks fine but when opening in Internet Explorer, it
has some overlapping. I just wanted to give you a quick
heads up! Other then that, superb blog!
چهارشنبه 16 فروردین 1396 10:32 ب.ظ
I like reading a post that will make men and women think.
Also, thanks for permitting me to comment!
جمعه 11 فروردین 1396 09:59 ق.ظ
Thanks for finally talking about >مشاوره تحصیلی، تربیتی و شغلی - نقش هدایت تحصیلی وشغلی با توجه به ویژگی
های فردی (استعداد ها ،علائق،جنسیت)
<Loved it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :